صفحه‌های مورد نیاز

پرش به: ناوبری، جستجو

نمایش در پائین تا ۲۰ نتیجه in range #۱ تا #۲۰.

نمایش (۲۰تای قبلی | ۲۰تای بعدی) (۲۰ | ۵۰ | ۱۰۰ | ۲۵۰ | ۵۰۰)

  1. آب را از سرچشمه باید بست‎‏ (۳ پیوند)
  2. درز را آب دادن‎‏ (۳ پیوند)
  3. شناگر خوبی است (یا شناگری خوب بلد است) ، آب گیرش نمی‌آید‎‏ (۲ پیوند)
  4. بالا کشیدن و یک آب هم رویش (یا بالایش)خوردن‎‏ (۲ پیوند)
  5. 3473‎‏ (۲ پیوند)
  6. مثل آب روان...‎‏ (۱ پیوند)
  7. آب خزینه (باورهای توده)‎‏ (۱ پیوند)
  8. چاهی که از خودش آب ندارد، از آب ریختن (یا آب هم توش بریزی) آبدار نمی‌شود‎‏ (۱ پیوند)
  9. آواره‌گی‎‏ (۱ پیوند)
  10. ماه‎‏ (۱ پیوند)
  11. آب لب و لوچه راه افتادن‎‏ (۱ پیوند)
  12. آب خوردن (باورهای توده، آیین‌ها)‎‏ (۱ پیوند)
  13. زگیل‎‏ (۱ پیوند)
  14. از (جایی یا چیزی) آب خوردن (باورهای توده)‎‏ (۱ پیوند)
  15. از خجالت آب شدن‎‏ (۱ پیوند)
  16. گذاشتن در کوزه و آبش را خوردن (چیزی را)‎‏ (۱ پیوند)
  17. آب گرفتن 2‎‏ (۱ پیوند)
  18. آب دهن (باورهای توده)‎‏ (۱ پیوند)
  19. آب و آتش جای (یا راه) خودشان را باز می‌کنند‎‏ (۱ پیوند)
  20. به آب دادن (باورهای توده)‎‏ (۱ پیوند)

نمایش (۲۰تای قبلی | ۲۰تای بعدی) (۲۰ | ۵۰ | ۱۰۰ | ۲۵۰ | ۵۰۰)